خاطرات متهم ردیف اول...

خاطرات متهم ردیف اول...

هرکسی برای اتفاقای زندگیش متهم ردیف اوله. اگه خودت متهم کنی همه مشکلاتت حله!
و
این آیه رو همیشه واسه خودتون بخونین خیلی براتون مفیده...
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِ‌هِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ‌ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ‌ لِّلْعَالَمِینَ

طبقه بندی موضوعی

بی شعوری-1

شنبه, ۲ دی ۱۳۹۶، ۰۷:۳۴ ب.ظ

انقدر سرم شلوغه فرصت ندارم خاطراتم حتی خاطرات شب زلزله رو ثبت کنم... ولی این یکی موردیه که حتما باید بنویسم.

نمی دونم چرا بعضیا به خودشون اجازه میدن به حریم شخصی بقیه تعدی کنن. حالا حریم شخصی تو هرجایی می خواد باشه حتی سرکار که یه مکان عمومیه!

امروز خانومی که از شرکت کارفرما به شرکت ما که مناقصه کارشون و مشاوره اشون رو به عهده گرفتیم امده بود برای یک سری کارا.

چند دقیقه ما کار داشتیم و ایشون باید منتظر می موندن! یه لحظه  برای برداشتن یک وسیله وارد اتاق شدم دیدم رفته بالا سر میز شخصی من و کتابم ورق میزنه و می خونه!

خیلی بدم اومد. به نظرم این نهایت بی شعوریه که بدون حتی اجازه لفظی سر میز شخصی کسی بشی و کتاب یا وسیله ایش رو برداری...

شاید کسی مثل من دوست نداشته باشه که به وسایل شخصیش سرک بکشن.

پ.ن1: برای وقتای خلوت و آزاد تو شرکت چه کاری بهترینه؟

پ.ن2: می خواستم برای خودم چای بریزم (خیلی بعیده من چایی بخورم!!) برای مهندس هم چای ریختم. به قدری خوشحال شد که گفت ان شالله عروس بشی دخترم بیام عروسیت بندری برقصم :)))) چقدر این بشر شوخه:))

نظرات  (۳)

من شب یلدا تولد بودم.از یک دختر کوچولوی چندماهه خیلی خوشم اومد.اول از مادرش اجازه گرفتم،بعد ازش عکس گرفتم.

+برای وقت آزاد خب بستگی به اولویت هات داره.مثلا اگر برات مهمه زبانت رو قوی کنی.میتونی فلش کارت های زبان ببری و بخونی.با مرور زبان دامنه لغاتت گسترده میشه.

پاسخ:
ای جان به این همه با ملاحظه بودنت:*
خیلی ایده خوبیه. اتفاقا این کتاباییم که من می خونم زبان انگلیسیه که به زبانمم یه سودی برسونه:)
برم فلش کارت بخرم...
خب پس عالیه
شورت استوری میخونی؟
اون نمونه ها رو بگیر که با سی دی هست.
میتونی با هنذفری هی گوش کنی هر صفحه رو چندبار
درنهایت با مرور زبان لیسنینگت قوی میشه.
برای من خیلی موثر بود و الان اصلا هیچ مشکلی با لیسنینگ ندارم.

پاسخ:
آره شورت استوری می خونم فعلا وقت برای داستانای بلند ندارم.
ممنون از راهنماییات عزیزدلم :)
حتما از cd شونم استفاده می کنم.:**
سلام فرشته جان خوبی ؟ خداروشکر زلزله از بیختون گذشت
 پس شرکت مشاور مشغول بکاری خیلی خوب
دقیقا منم مثل توم هیچ چیزی مثل بدون اجازه دست زدن وسیله م اعصابم رو خورد نمیکنه
برای تایم استراحت من که  با همکارها در مورد هر موضوعی بحث میکنیم ! منم که سنم خیلی کمتر  منو به چشم بچه تخس میبینن !
خوب که با ادم شوخ همکار باشی
پاسخ:
سلام عزیز دلم ممنون شما خوبی؟
نه تا اونجایی که من می دونم بیشتر پروژه ها رو میگیره و انجام میده. :) تو این پروژه اش من چون دخیل نیستم خیلی نمی دونم :)))
آخ آخ درکت می کنم خیلی حرکت اعصاب خورد کنیه.
چه جالب... من کلا کم حرفم موضوع پیدا نمی کنم بخوام حرف بزنم... تازه دقیقا مثل تو کم سن ترینم و دیگه کلا جز موارد کاری حرفی نمیزنم.
آخ آخ گفتیااااا.... اون به کارای من می خنده منم به کارای اون :)))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی