خاطرات متهم ردیف اول...

خاطرات متهم ردیف اول...

هرکسی برای اتفاقای زندگیش متهم ردیف اوله. اگه خودت متهم کنی همه مشکلاتت حله!
و
این آیه رو همیشه واسه خودتون بخونین خیلی براتون مفیده...
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِ‌هِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ‌ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ‌ لِّلْعَالَمِینَ

طبقه بندی موضوعی

رعد و برق

پنجشنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۴۵ ب.ظ
دیشب، نمی دونم ساعت چند بود و چند ساعت خوابیده بودم ولی کاملا خواب بودم که به صدای بسیار مهیبی از خواب پریدم. گیج بودم و ترسیده! اصلا نمی دونستم صدای چیه؟! با مغز خواب آلودم گفتم حتما زلزله شده یا آسمون پاره شده...سریع رفتم پیش مامان بابا که دیدم رعد و برق بوده و به پیشنهاد مامانم ادامه شب رفتم پیششون خوابیدم.
خلاصه که یه بار دیگه بهم ثابت شد قدرت خدا بی همتاست... برای منی که اتفاقات ترسناک زیاد افتاده هیچ موردی شبیهه این نبود!!!

پ.ن1: ناخودآگاه از دو چیز می ترسم. 1- ارتفاع 2- صدای بلند!

پ.ن2: باید نماز آیات بخونم

پ.ن3: پاییز مبارک :)

عشق نوشت: امروز تولد عشقمه مامان خوشگلمههههه تولدت مباااارک بهترین و خوشگلترین عشق دنیااااا

نظرات  (۱)

1.خوشبحالت اینجا هوا سرد ولی بارانی نیست من از ارتفاع میترسم 
2.پاییز که عشق من 😘 
3.تولدت مامانت هم مبارکا ایشالا همیشه زنده وسلامت باشه 😙
پاسخ:
ایشالاا هرچی زودتر اونجا هم هوا بارونی و دو نفره بشه و بتونی لذت ببری :)
من کلا از فصلای سرد بیشتر خوشم میاد :))
مرسی عزیزدلم:***

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی