خاطرات متهم ردیف اول...

خاطرات متهم ردیف اول...

هرکسی برای اتفاقای زندگیش متهم ردیف اوله. اگه خودت متهم کنی همه مشکلاتت حله!
و
این آیه رو همیشه واسه خودتون بخونین خیلی براتون مفیده...
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِ‌هِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ‌ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ‌ لِّلْعَالَمِینَ

طبقه بندی موضوعی

این روزا

جمعه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۵، ۰۳:۲۶ ب.ظ
ینج شنبه ها کلاس ARM دارم ؛ اعتراف می کنم که جلسه دوم ازش زده شده بودم. احساس کردم خیلی بی قاعده استو  کسی که این برنامه رو ساخته اصلا هیچ استاندار و قاعده ای براش نذاشته! اون همه حجم تیک اون هم به ترتیب که اگر هر کدوم یادت می رفت یا ترتیبش رعایت نمیشد کلا برنامه کار نمی کرد! تازه به من هم ARM نرسید و این کار خراب تر کرد. بلاخره هرچی بگه آدم با تجهیزات خودش کار کنه خیلی بهتره تا تنها نظاره گر تجهیزات دیگرون باشه.
این هفته اصلا رغبتی نداشتم برم. بماند که کلا حال نداشتم و به خاطر این موضوع نبود. خلاصه که رفتم سر کلاس و خیلی علاقمند شدم. در حقیقت چون هم ARM برام خریده بودن و هم اینکه چون دیدم خودکارم جا گذاشتم :دی ، تصمیم گرفتم به جای نوشتن با حرف استاد خودمم گام به گام جلو برم و عکس مراحل که انجام می گیرم بگیرم. خلاصه که وقتی رسیدم خونه با وجود خستگی بیش از حدم که ساعت 9:30 رسیدم خونه نشستم و توضیحاتی که یادم بود رو تایپ کردم بین تصاویر مراحل؛ و الان یه جزوه ورد خیلی خوشگل و تکمیل از این جلسه ام دارم. وقتمم زیاد نگرفت!
هرچند که تایپ و تهیه گزارش نویسی از هرچیزی خصلت منه و به همین دلیل هم خیلی جاها سر گزارش نویسی نمره بهتری گرفتم ولی این بار در حین کار و همون لحظه وقت کمتری ازم گرفت و راحت تر بودم. مخصوصا که قرار نیست کل هفته این کار بندازم از امروز به فردا و... :))
  • تصمیم گرفتم  کار همون موقع رو همون لحظه انجام بدم. رو ایده هام همون لحظه کار کنم و نذارمش برای حتی یه ساعت دیگه!
  • تصمیم گرفتم  تاحد امکان از آدمایی که بهم انرژی منفی میدن دوری کنم هرچند که تو ظاهر دوستمن... اما کارهاشون هیچ نشونی از دوستی نداره.

یه دوست دارم که تا حالا هر موقع فهمیده کسی از من خوشش میاد و پتانسیل اینو داره ( از لحاظ ظاهری شخصیتی و...) که منم ازش خوشم بیاد یه برخوردی کرده که کلا قید این و طرف دوتایی باهم بزنم (اینا در حالیه که خودش نامزد داره و من نمی دونم قصدش چیه!!!) به هر حال انرژی خوبی بهم نمیده!

  • تصمیم گرفتم  که با آدما هرجور که هستن مثل خوددشون برخورد نکنم. من تو ذاتم وقتی با همه رو راستم خوشحال و راحتم. وقتی می خوام مثل دیگرون بشم حالم بد میشه. مریض میشم و انگار که چیزی کم دارم. می خوام فقط و فقط  خود واقعیم باشم. همون که هستم. با هرچی خوبی و بدی و زیادی و نقص که دارم.
  • تصمیم گرفتم  که اگر از کسی بدی دیدم یا برخرودی که مناسب نبود به جای اینکه برخرودم باهاش عوض کنم کلا رابطه ام باهاش قطع کنم.
  • خدایا همه بیماری ها و حس های منفی مخصوصا حسد رو از هممون  دوووووور کن الهی آمین

نظرات  (۱)

اینکه کار رو به تاخیر نندازی خیلی خوب!
حیف من از اون دسته ادمام که کار رو کشش میدم انقد کش میاد که خسته میشم:(

منم قطع رابطه رو ترجیح میدم
پاسخ:
واقعا خیلی خوبه... فکر کاری که ادم میندازه برای بعد بیشتر اذیت می کنه تا انجام خود کاره!
منم گاهی اینجوری میشم. خصلت ادمیه فکر کنم :((
ادم هرچی زودتر قطع رابطه کنه خودش راحت تره.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی