خاطرات متهم ردیف اول...

خاطرات متهم ردیف اول...

هرکسی برای اتفاقای زندگیش متهم ردیف اوله. اگه خودت متهم کنی همه مشکلاتت حله!
و
این آیه رو همیشه واسه خودتون بخونین خیلی براتون مفیده...
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِ‌هِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ‌ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ‌ لِّلْعَالَمِینَ

طبقه بندی موضوعی

گریه

سه شنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۳۲ ق.ظ

تنها دلیلی که الان گریه نمی کنم اینه که تو دانشگاهم.

از آزمایشگاه،حتی دانشکده زدم بیرون و نشستم زیر سایه یه درخت گردو تو جیاط دور از دانشکده ام تا آشنا نبینتم...حیف که جلسه پیش هم نبودم وگرنه الان حتما می رفتم خونه.

- دیالوگ زیبا

کوهل : امیدوارم پیرزنه اشتباه گفته باشه.

مارتی : راجع به چی؟

کوهل : راجب اینکه مرگ پایان کار نیست.


True Detective

نظرات  (۱)

خانومی چرا  گریه میکنی :*

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی