خاطرات متهم ردیف اول...

مفید

يكشنبه, ۶ دی ۱۳۹۴، ۱۰:۵۹ ب.ظ

امروز شکر خدا روز مفیدی بود، صبح با لبخند به خدا، غذا دادن به گنجیشکا، آب دادن به گلای اتاقم، گرم کردن نون و پیچیند بوش توی خونه و خلاصه صبحانه کامل آماده کردن و با مامان و خواهر خل خوردن شروع کردم و

با جزوه کامل کردن، ناهار درست کردن، خونه مرتب کردن و خرید خونه رفتن هم که دیگه نگووو اونم تنهایی:) روزم ادامه دادم، تازه الانم دارم عیب یابی می کنم! جزوه امم برای بچه ها تو گروه گذاشتم:)

تو این نرم افزاره عیب یابی از خود برنامه نوشتن سخت تره! علتشم تا قبل از اینکه کارم به عیب یابی بخوره نمی دونستم اما الان می فهمم مثلا تو یه تابع همون منطق پاسخگوئه اما منطق مشابهه همون در یه تابع دیگه پاسخگو نیست:| حالا بگرد تا پیدا کنی... هیچ علت منطقیم پشتش نیست! 

به قول یکی از دوستان حاضرم کل برنامه رو یه دور دیگه بنویسم اما عیب یابیش نکنم:||||

یه سوتی بدی هم دادیم جلوی TA مون که اگه بخواد خیلی راحت می تونه اذیتم کنه:( امیدوارم که نخواد منو اذیت کنه:)) 

خدایا همه رو تو تک تک امتحانای زندگیشون یاری و کمک بفرما.. همه امتحانا رو عالی پشت سر بذارن؛ اعم از درسی-دانشگاهی-زندگی و...



  • ۹۴/۱۰/۰۶

نظرات  (۲)

سلام عزیزم
آمین گوی دعا ها و آرزو هات هستم
موفق باشی 
پاسخ:
مرسی عزیزدلم ایشااااا هرچی دعای خوبه بدرقه تو و همسر جانت باشه خانومی
واست آرزوی موفقیت تو امتحانا دارم ایشالله چند وقت دیگه بیای از نمره های خوبت بگی:))
پاسخ:
ایشا... :)
ایشا تو هم تو همه مراحل زندگیت خوشحال و خوشبخت باشی دوست خوبم:) ماهم خاطرات خوشحالیت بخونیم