خاطرات متهم ردیف اول...

خاطرات متهم ردیف اول...

هرکسی برای اتفاقای زندگیش متهم ردیف اوله. اگه خودت متهم کنی همه مشکلاتت حله!
و
این آیه رو همیشه واسه خودتون بخونین خیلی براتون مفیده...
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِ‌هِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ‌ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ‌ لِّلْعَالَمِینَ

طبقه بندی موضوعی

north

دوشنبه, ۲ شهریور ۱۳۹۴، ۰۵:۳۳ ب.ظ

مهمونی روز جمعه عالی بود... خیلی خیلی خوش گذشت. دیدن دوستا، رقص، و خوردن کلی خوراکی خوشمزه و کلا گفتن و خندیدن خیلی عالی بود. دستشون درد نکنه.

راستی سه شنبه اشم رفتیم کافه. دوستایی که فقط در حد دوست خواهرم بودن دیدم و باهاشون آشنا شدم. اونجاهم خوش گذشت، آشنا شدن با دوستای جدید و موفق، پر انرژی و پایه تفریح خیلی عالیه!!

روز شنبه  بی حوصله بودم... اومدم تو وبلاگ چیزی بنویسم، نه حال کار داشتم نه حال هیچ چیز دیگه ای...تازه وقتی فهمیدم که همون روز پیرمرد همسایه هم فوت شده دیگه بدتر ناراحت شدم!!!  که خواهرم یه برنامه یهوو ای با دوستان ناهار ریخت و منم مجبور کرد پاشم بیام. بس که اونام اصرار کردن قید کار زدم. غذا هم جوجه خوردم... رستوران و غذاش خوب بود. بعد هم برگشتیم خونه و با مامان اینا رفتم خونه باغ. در مجموع خوش گذشت.


یک شنبه هم شکر خدا خوب بود. یعنی سعی شد اعصابمو خورد کنن ولی من به هیچ عنوان نمی خوام اعصابم خورد بشه.  عصری یه سر رفتیم هایپر برگشتنی هم رفتم یه مرغ سوخاری خریدم با خانواده زدیم به بدن شاد شدیم ( البته بابای بنده خدام سر کار بود ما جاشو خالی کردیم)  :)))


امروز هم که رفتم کتاب کتابخونه رو پس دادم فقط یه کتاب جدید قرض کردم، گفتم تو مسافرت خیلی کتاب نمی تونم بخونم! 

از کتابخونه برگشتنی هم یه هفته نامه زندگی مثبت خریدم و اومدم خونه یه نیمرو تووپ با مامان خوردیم، الان هم شووق سفر دارم لیست کردم وسایلمو که یادم نره بچینمشون تو ساک ولی همش دارم فکر می کنم دیگه چی باید ببرم؟!

یه لیستی هم از جاهایی که باید تو شمال بریم تهیه کردم. نقشه هم برمی دارم که راحتتر شه کارمون:))) باید وسایل بازی هم بذارم. اووه کلی کار دارم برم دیگه:|


یعنی خدایا من عاشقتمممم... قربونت برم که انقده خوب و مهربونی :-* بابت همچی شُکرت...

خدایا هوای همه بنده هات داشته باش، زندگی همه رو غرق در خوشی و سلامتی و خوشبختی و لذت بکن. به بنده هاتم یاد بده چجوری فقط خوشی و لذتای دنیا رو ببینم  وهی غصه نخورن...



نظرات  (۱)

خداروشکر.خوش بحالتون
من ک فک کنم حالاحالاها سفرو اتفاق تازه خبری نباشه
پاسخ:
چرا؟؟؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی