خاطرات متهم ردیف اول...

خاطرات متهم ردیف اول...

هرکسی برای اتفاقای زندگیش متهم ردیف اوله. اگه خودت متهم کنی همه مشکلاتت حله!
و
این آیه رو همیشه واسه خودتون بخونین خیلی براتون مفیده...
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِ‌هِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ‌ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ‌ لِّلْعَالَمِینَ

طبقه بندی موضوعی

فول تایم

دوشنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۳، ۰۶:۰۶ ب.ظ

تو فکر یه کلاس ورزشی و یه کلاس نرم افزاریم... اما از نظر زمان بندی نمی رسم:دی

گاهی فکر می کنم کل عمرم تو راه ها صرف شده و هیچ کار مفیدی نکردم:دی


شنبه سر کار بودم. همچین اتفاق خاصی نبود...فقط کارای دفتری بود و من فهمیدم که از کار دفتری بدم میاد و خسته کننده است واسم... دلم  جلسه، تحقیق، کلاس آموزشی، برنامه بازدید و کلا هرچی که نه تنها از یکنواختی روزانه کم کنه بلکه یه چیزیم به دانسته هام اضافه کنه می خواد. چیزی که آدم به جلو هل بده و بندازه تو یه جریان جلو رونده...

یکشنبه رفتم آزمایشگاه و از اونجا هم رفتم دانشگاه... تا 8 شب هم دانشگاه بودم.... وقتی رسیدم خونه دیگه وقتی واسه مطالعه نداشتم فقط دوش گرفتم و خوابیدم.

امروز هم که از صبح خیلی زود رفتم سر کارو  تازه یک ساعته که رسیدم خونه. روند کارمند و کاری اداری ایران دوس ندارم. انقدر که همه از زیر کار در میرن و اگه بازدهی بالا باشه همه کارا رو می ندازن گردن آدم همه ناخواسته یا خواسته بازدهیشونو میارن پایین. 

فردا و پس فردا هم دانشگاهم...

5 شنبه هم سر کار 

باید واسه جمعه هام نقشه بکشم:)))