خاطرات متهم ردیف اول...

خاطرات متهم ردیف اول...

هرکسی برای اتفاقای زندگیش متهم ردیف اوله. اگه خودت متهم کنی همه مشکلاتت حله!
و
این آیه رو همیشه واسه خودتون بخونین خیلی براتون مفیده...
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِ‌هِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ‌ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ‌ لِّلْعَالَمِینَ

طبقه بندی موضوعی

شروع کار

شنبه, ۹ اسفند ۱۳۹۳، ۰۷:۵۹ ب.ظ
امروز اولین روز کارآموزیم بود... صبح اول وقت رسیدم و بعد انجام کارای دفتری و هی از این طبقه به اون طبقه بلاخره یکم وقت واسه کارآموزی پیدا کردم:)
جاییی که کار می کنم محیط آروم  وسالمی داره. به واسطه یکی از آشناهامون که سمت مهمی هم داره برخوردشون خدا رو شکر بد نیست... امروز بهم برای مطالعه تو همون ساعت اداری  دو تا از مقاله هاییی رو دادن که روش کار می کردن. 
تازه برای اولین روز من جلسه هم بردن:دی 
خیلی خوشحالم...
فردا هم باید برم مدرسه و دانشگاه!!!!

+ هفته پیش یکی از بچه ها گیر داد که جزوه اتو بده من ببرم برات فردا میارم. بهش گفتم فردا نیستم هی اصرار که پس فردا میارم و... دیگه منم تو رو دربایسی گفتم پس فردا حتما حتما بیار. 
پس فردا شده یه هفته!!!تازه اس که دادم پی ام دادم جواب نداد!!! تازه تمرین هم داریم که... 
حالا دعا می کنم  اگه فردا ببینمش بتونم باهاش خشک برخورد نکنم چون از اون دسته آدماییم که به شدت از دروغ و بدقولی متنفرم!!! 

پ.ن1: می خوام یه تحقیق راجع به موضوع جلسه بکنم حداقل تو جلسه مثل بز بقیه رو نگاه نکنم:))) البته انقدرام بی اطلاعات نیستم آآآ:(

پ.ن2: یه جمع باحالی دارن آآ