خاطرات متهم ردیف اول...

خاطرات متهم ردیف اول...

هرکسی برای اتفاقای زندگیش متهم ردیف اوله. اگه خودت متهم کنی همه مشکلاتت حله!
و
این آیه رو همیشه واسه خودتون بخونین خیلی براتون مفیده...
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِ‌هِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ‌ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ‌ لِّلْعَالَمِینَ

طبقه بندی موضوعی

۴ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۵ ثبت شده است

۳۱
ارديبهشت

امان از بعضی از مهمونا... بعضیا که سال اول کارشناسی یه رشته دیگه اند و فکر می کنن با خوندن چد تا کتاب بی ربط مثلا شبهه رمان میان در مورد علم به روز دنیا تو رشته من اظهار نظر می کنند و جوری منبر به دست می گیرن که انگار عالم تر از اینا تو دنیا نیست. قشنگ ادم می فهمه داره چرت میگه و متاسفانه من توانایی سکوت رو ندارم و اشتباه از خودم که با اینجور جماعت وارد بحث شدم.

به قول معروف ترسناک تر فرد نادان؛ فرد نادانِ متوهم دانایی ست.

اتهام دیشب:بحث با آدم نادان که قصد فهمیدن ندارد و قصد توجیه اشتباهات فکری خودش است.

واقعا حرص داره آخه من اگه 5-6 سال عمرم تو این رشته گذاشتم و تازه دارم چیزایی می فهمم این بچه ترم 2 ریاضی میاد در مورد رشته من بهم میگه نه این تکنولوژیا هنوز پیاده سازی نشده!!!! خوبه همین هفته رفته بودم سمینارش و در مورد کلیات کارهای انجام شده صحبت میشد. دیگه کم کم داره آمریک تو کل ایالت هاش این کار پیاده سازی می کنه...بیخیال

۲۸
ارديبهشت

از 4 اردیبهشت ماه برای یه سمینار ثبتنام کردم سمیناری که هم پولش هم موضوعش برام خیلی مهم بود ؛ برای همین زنگ زدم و قبل ثبتنام با مسئول همایش صحبت کردم...که واقعا در مورد این موضوع صحبت میشه و همینطور ظرفیت ثبتنام مونده یا خیر.در مورد محل برگزاریشم پرسیدم چون احتمال دادم بخواد تو دانشگاه ما برگزار شه ماشالا دانشگاه ما سرش در میکنه واسه این همایشا...گفتم شاید به یه دردی خورد مثل ترم قبل سالن به اینا هم اجاره داد یا اسپانسر شد:| مسئول گفت هنوز مشخص نیست و برای تایم و محل برگزاری باهاتون تماس می گیرن و نگران نباشین بهتون اطلاع میدن.

منم همون موقع ثبتنام کردم ولی فرمی ندیدم که بخوام پرش کنم و فقط پول پرداخت کردم رسیدشم اومد برام

خلاصه این گذشت و یه هفته قبل تماس گرفتن که شما پول دانشجویی پرداخت کردین ولی فرم پر نکردین کارت دانشجوییتون اسکن کنین احراز هویت بشین که دانشجویی و.. منم همه اینکارا رو انجام دادم

اما متاسفانه باهام تماس نگرفتن و منم چون تو آزمایشگاهمون جلسه بود حواسم نبود و یه جلسه اش رفت. تماس گرفتم که چرا با من تماس نگرفتین اصلا اطلاعی ندادین اولش گفتن که نه ما اس ام اس زدیم و ال و بل شاید شماره شما نبوده و... و وقتی گفتم چطور برای تخفیف دانشجویی شماره من داشتین اسکن کارت ازم بخوان ولی برا این کار ندارین؟! که زد زیر همه چیز که ما نگفتیم اطلاع رسانی می کنیم کجای ایران تماس گرفتن و اس ام اس هم شاید نرسیده ... منم گفتم بله اشتباه از شما نیست اشتباه از منه که تماس ضبط نکردم که الان نتونین بزنین زیرش!

امروز هم رفتم سمینار خیلی آروم گفتم با مسئولش کار دارم؛ نیومده بود...گفتم کار واجبه، شماره اش دادن منم تو سالن نشستم و منتظر شدم...تو تایم استراحت رفتم اسمم چک کردم تو لیست نبود گفتن وایستید مسئولش بیاد...دیر اومد جوری که افراد وارد سالن شده بودن و فقط من و مسئول و مدیریت و اینجور افراد بودیم؛ رفتم جلو و خودم معرفی کردم فوری شناخت مشکلم یه بار دیگه با آرامشی که سعی می کردم تو خودم به وجود بیارم و موفق شدم با کمک خدا مطرح کردم تا اطرافیان هم در جریان ماجرا قرار بگیرن اما ایشون شروع کرده بودن به گارد گرفتن...قبلش هم به خانوما گفتن شما اس ام ام ندادین و خانومه هم که می ترسیدن تقصیر بیوفته گردنشون شروع کردن به تندی کردن که نه همچین وطیفه ای نیست و... منم گفتم من مشکلم با خانوما نیست من دو بار تلفنی با یه اقا صحبت کردم و طرف حسابم با خانوما نیست. بنده خدا ها آروم شدن ولی این مسئولش جلو اون افراد که انصافا متشخص بودن گارد گرفته بود و می گفت نه من تماس گرفتم که شما چرا فرم پر نکردین تا یه وقت پولتون حروم نشه که من گفتم اجازه بدین شما تماس گرفتین چون من از طریق دانشجویی ثبتنام کردم ولی کارت دانشجوییم اسکن نکرده بودم، براتون مبلغ تخفیف مهم بود نه چیز دیگه ای!

گفت آره

گفتم پس برای من نباید این همه مبلغ مهم باشه؟! موقع تماس شماره ام داشتین حالا شماره امو برای یه اس ام اس زدن و اطلاع دادن نداشتین؟!

گفت این همه آدم کجا دیدین تو کنفرانس تماس بگیرن؟

گفتم من تو همین تهران وقت دکتر هم که میگیرم از روز قبلش تماس می گیرن که بین این ساعت ها اینجا باشید تازه تو وقت گرفتن پولی نمی پردازم اون موقع با این همه درآمدی که از پرداخت گرفین محل هم اون موقع مشخص نبود تماس نمی شد بگیرین؟ حداقل هزینه زیاد میشد میل می زدین اینو که می تونستین؟!

گفت برات مدرک صادر می کنم؛

منم که لیست دیده بودم و می دونستم اصلا اسمم تو لیست نیست!!! گفتم اصلا نمی خوام من این ثبتنامی که اسم من تو لیست هم نیست باطل می کنم.

خلاصه که گفت باشه من 50% میدم منم گفتم منم حلال نمی کنم قراردادی که خدماتی ندادین چرا پولی کسر بشه؟! گفت همین مقدار میدم مرد خیلی متشخصی کنار بود محترمانه گفت ایشالا مشکلت حل میشه و  رفت جلو با ایشون حرف زدن منم بعد چند دقیقه فکر کردن و قدم زدن با صدای محکم و البته پیروز گفتم قبول منم سمینار این جلسه رو میرم به ازای 50% کسر شده :)

  خلاصه اش که نه مبحث امنیتی که من میخوام، بود ولی تو سر فصل موارد مورد بحث زده بودن!!! چنان هم گفت پذیرایی تدارک دیدیم گفتم برگی چیزی میدن با اون همه پولی که گرفتن اما یه کوبیده که جلو گربه میذاشتی قهر می کرد دادن:|

آخرشم چون اسمم تو لیست نبود مدرک هنوز برام چاپ نشده بود و مبلغ هم گفت برو یک شنبه هفته بعد بیا پولت بگیر... منم گفتم من بعد از اون تلفنی که  زدین زیر حرفتون هیچ حرفی قبول نمی کنم کتبا بنویسین سعی داشت ننویسه دیگه با سکوتم نشون دادم قانع نمیشم مجبور شدن بنویسن.

واقعا فکر کرده دانشجو جماعت خل و چله؟ انقدر راحت سرش کلاه میره؟ کلی این ماه سختی کشیدم تا گذشت کل پول اول برج ریختم به حساب اینا، اصلا هم وقت کار کردن ندارم به کارای خودمم نمی رسم و فقط از حساب ذخیره و کمک بابا مامان ماه گذروندم؛ ماه خیلی بد بود...

۲۲
ارديبهشت

حس می کنم این تمرینات بیش از اندازه و این گیر دادنای بیخود بچه ها که آدم تو منگنه میذارن و از تمرینام عکس می گیرن و این TA های نسبتا عقده ای که به همه کسایی که کپی می کنن نمره نمیدن منو آورلوود کرده...در حدی که الان دلم می خواد به همشون یه چیزی بگم...از همه گروه ها هم لفت بدم...اصلا وقتی ازشون به من خیری نمیرسه چرا مراعات کنم و حرفی بهشون نزنم؟!

مگه من آدم نیستم؟! منم نیاز به استراحت دارم ولی تا 2 نصفه شب نشستم تمرین حل کردم حالا به راحتی عکس بگیرن کپی کنن و من نمره اششو نگیرم؟!

مگه من نیاز به تفریح ندارم؟؟! مگه من دلم نمی خواد به خانواده ام کمک کنم؟! طرف بهوونه اش این باشه رفتمم خونه مادربزرگم که رنگ می کردن تمیز کنم.. اون وقت من فقط برای خواب جسدم میارم خونه و همه کارا و پروژه ها رو خودم به تنهایی انجام میدم...یا از بقیه ترم بالاییا کمک می گیرم..حالا بیام همه این زحمتام از خاناوده زدن هامو از تفریحات زدن هامو بدم کپی کنی؟! مگه مجبورت کردن ارشد بخونی؟! وقتی کار داری زندگی داری وقت خالی نداری یا هر دلیل خصوصی دیگه ای...

100 تومن بن کارت دانشجویی گرفتم هنوزم که هنوزه وقت نکردم برم نمایشگاه...یادم نمیاد آخرین بار کی به مامان بابام کمک کردم...یادم نمیاد آخرین بار کی خرجو خودم دادم...یادم میاد آخرین بار کی با دوستام رفتم بیرون...اصلا کی تفریح کردم...کی خوابیدم... شدم یه آدم آماتور که از صبح پامیشه میره دانشگاه تا 7:30-8 شب وقتی میرسه 9:10 شده و فقط یه شام نصفه نیمه و خواب ساعت 10:30-11

حالا برن کار کنن خرج خودشون بدن همه کار بکنن تهشم بیان بچسبن به من که تمرینات کو؟!

جالبه که یه سوال ازشون داشته باشی می میرن جواب بدن!!! انگار گوشتشون می کنی!!! تازه سوال داشتن با اینکه فلانی تمرینات بده عکس بگیرم یا از روش بنویسم فرق داره!!!! ولی اینا از تئوری آنچه برای خود می پسندی برای دیگران نیز بپسند رعایت نمی کنن...

احساس می کنم بیشتر از حجم درسا از نفهمی و کم فهمی برخی TA ها و نفهمی بعضی دانشجو ها خسته ام...


۱۱
ارديبهشت

بعد از طوفان، دریا همچنان دریاست

حالم بهتره...بهتر هم میشه این به خدام و خودم قول میدم:)

بلاخره برمی گردم؛ همون فرشته شاد و خوشحال میشم...و استعدادایی که بهم ارزونی داشتی شکوفا می کنم:)

کمکم کن...فقط از تو کمک می خوام