خاطرات متهم ردیف اول...

خاطرات متهم ردیف اول...

هرکسی برای اتفاقای زندگیش متهم ردیف اوله. اگه خودت متهم کنی همه مشکلاتت حله!
و
این آیه رو همیشه واسه خودتون بخونین خیلی براتون مفیده...
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِ‌هِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ‌ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ‌ لِّلْعَالَمِینَ

طبقه بندی موضوعی

۴ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است

۲۶
تیر
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۲
تیر
یکی از درختچه هام هر روز داره خشک تر میشه. نه مشکل از آبشه نه رطوبتش نه خاکش، گلدونش رو هم به موقع عوض کرده بودم. نورش هم به نظر من کافیه. نمی دونم چرا هرکاریش می کنم این کاج مطبقم کم جوون تر میشه... خیلی ناراحتم براش.
امروز بهش گفتم من مامان خوبی برات نبودم :( این گلم یکی از قدیمی ترین گلامه و خیلی بیشتر از همشون دوسش دارم...
یه لحظه فکرم رفت پیش اون آدمی که آتنا رو کشت. چجوری دلش اومد؟ چرا؟ ما به کجا داریم میریم؟ آیا واقعا اینه اشرف مخلوقات بودن؟
هیچ وقت یادم نمیره شیری رو که طعمه اش آهو رو گرفت وقتی دید حامله بود سکته کرد مرد.
یا اون سگ هایی که به اصطلاح خیلی از مطهریون نجسن! چجوری بچه ها رو نجات میدن و حتی نمیذارن کسی به بچه نزدیک بشه که یه وقت بخواد بهش آسیب بزنه...
اون وقت ما به اصطلاح آدما به کجا رسیدیم که یه همچین مکافاتی باید رخ بده؟!
دلم گرفت... دوست ندارم هیچ وقت قضاوتش کنم و دوست ندارم هیچ وقت مثل اون و امثالهم بشم... ما بدترین مخلوقاتیم که به همه موجودات و جانداران ظلم کردیم. به همنوع خودمون، به همه حیوانات و گیاهان و کره زمین... این همه ظلم رو نمی بینیم و چسبیدیم به فضولی و سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم...
خدایا از همه گناهان خودم و هم نوعانم شرمنده ام :( کاش هیچ وقت متولد نمیشدم و به همچین لجنزاری که عین باتلاق می مونه پا نمیذاشتم...
دعا نوشت: خدایا خودت هوای همه بنده هات داشته باشن. اوضاع از عهده همه بندگانت خارج شده :(
۰۹
تیر
آخرین امتحانم تو مقطع ارشد دادم و عملا جز پایان نامه چیزی نمونده. نشستم پای پایان نامه و باید با جدیت تمام پیش ببرمش... ان شالله که مسیرم هموار و به سمت هدف درستی باشه.