خاطرات متهم ردیف اول...

خاطرات متهم ردیف اول...

هرکسی برای اتفاقای زندگیش متهم ردیف اوله. اگه خودت متهم کنی همه مشکلاتت حله!
و
این آیه رو همیشه واسه خودتون بخونین خیلی براتون مفیده...
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِ‌هِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ‌ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ‌ لِّلْعَالَمِینَ

طبقه بندی موضوعی

۷ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

۲۷
شهریور

می ترسم... یه موضوع پروپوزال انتخاب کردم که ریاضیات پیچیده ای داره و هنوز نتونستم سر ازش دربیارم. موضوعش برام جالب و هیجان انگیزه ولی ریاضیات و روابطش تو هر مقاله ای فرق می کنه و این سر در نیاوردن باعث شده بازی گوش بشم و دنبال کار نرم...

هرچی زمان بیشتر میگذره و نزدیک تر میشه بیشتر می ترسم. استادمم تو این مسیر نرفته و نمی دونم تا چه حد می تونه کمکم باشه...چون خودشونم یه جورایی احساس کردم نگران بود:(

به شدت نیازمند یه راهنمام ... خدایا راه بهم نشون بده. کمکم کن بفهمم

۲۲
شهریور

نمی دونم علت تغییر رفتار یکی از بچه ها چی می تونه باشه؟ برام مهم بود بدونم اما نگفت و منم دیگه چیزی نپرسیدم... یهوو بدون دلیل!!! راستش بهم برخورده

۱۹
شهریور
اینجانب از همینجا خبر سلامتی خود را اعلام می کنم:)) ببخشید کلا تبحر خاصی تو نگران کردن همه پیدا کردم این روزا:((
رفتم دانشگاه و به اصرار استد اکانت ساختم و خودشون اددم کنن :) از ماه بودن و محبت این استاد هرچی بگم کم گفتم... خدایا همیشه سلامت واسه خانواده اشون نگهش دار:)
جاتون خالی شاگر اول دانشگاه شدم:)))))
 تو دو هفته پروپوزال باید بنویسم کسی هست که تو دو هفته پروپوزال نوشته باشه؟اگر آره کمکم کنید لطفا البته موضوعم با سمینار زمین تا اسمون فرق داره هااا
فعلا که با دو سه تا بچه ها برخورد داشتم. دوستای خودم که اوکین خدا رو شکر خیلی خوشحالم که خدا جون من با اونا اشنا کردی:)
اما بچه ها که دو تاشون بعد سلام علیک تو اسانسور پشتشون رو کردن و معلوم بود دارن می خندن باقی رو هم هنوز ندیدم :| البته تو این هفته هم نمی بینمشون چون دانشگاه فقط برای جلسه با استادم میرم نه ازمایشگاه...
پون: هنوز یکم مسئه مونده برام باید کلا حلش کنم... راهکار بلدید بدید