خاطرات متهم ردیف اول...

خاطرات متهم ردیف اول...

هرکسی برای اتفاقای زندگیش متهم ردیف اوله. اگه خودت متهم کنی همه مشکلاتت حله!
و
این آیه رو همیشه واسه خودتون بخونین خیلی براتون مفیده...
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِ‌هِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ‌ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ‌ لِّلْعَالَمِینَ

طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب در اسفند ۱۳۹۵ ثبت شده است

۱۹
اسفند

انقدر خسته ام که حال ادامه دادن ندارم.

حال حرف زدن ندارم.

حال گریه کردن ندارم..

اگر نفس کشیدنمم اتومات نبود و دست خودم بود حال اونم نداشتم.

از خستگی مردن یعنی همین

که حال زندگی کردن نداشته باشی

فقط زنده ام چون نفسم قطع نشده

وگرنه فرقی با مرده ندارم.

مرگ این وبلاگ هم رسیده چون حال نوشتن ندارم.

خسته ام از تنهایی ادامه دادن این زندگی...

فقط می خوام تنهایی بمیرم

۱۳
اسفند
تو گروه آزمایشگاه تلگرام در حین حرف زدن بچه ها باهم زمانی که اصلا من آنلاین نبودم و تو بحث شرکت نداشتم، یکی از دوستام بین حرفاش من به اسم کوچک گفت که مثلا " روی میز فلانی بالای کمد هست."
وقتی آنلاین شدم دیدم بنده خدا دوستم برام نوشته که استاد پیام دادن همو با اسم کوچیک تو اینجور محیط ها خطاب نکنیم و ببخشید. 
حالا من که اصلا ناراحت نشده بودم و تازه کلی به این جریان خندیده بودم. 
حتی از این تذکر دکتر هم ناراحت نشدم و احساس کردم حق دارن خب شاید آقایون همو به اسم کوچیک خطاب نمی کنن یا اینکه درست نیست ما دخترا در حضورشون همو به اسم کوچیک بگیم
اما با این وجود ، من کلا عادت دارم همه دوستام با اسم کوچیک صدا کنم و اینکه کلا حتی حوصله صدا کردن اسم کامل هم ندارم و معمولا تو خودمونی مخفف می کنم و حالا با این چالش نمی دونم چیکار کنم!!! اصلا حس می کنم از صمیمیتمون کم میشه بخوایم به فامیلی همو صدا کنیم:|||| تازه بعضی وقتا فامیلیا رو تو لحظه یادم میره:|
خخخ تازه دکتر خبر نداره من دوستمو چی صدا می کنم:)))) و خدا رو شکر که این دوستم دیگه تو ازمایشگاه ما نیست وگرنه... .