خاطرات متهم ردیف اول...

خاطرات متهم ردیف اول...

هرکسی برای اتفاقای زندگیش متهم ردیف اوله. اگه خودت متهم کنی همه مشکلاتت حله!
و
این آیه رو همیشه واسه خودتون بخونین خیلی براتون مفیده...
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِ‌هِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ‌ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ‌ لِّلْعَالَمِینَ

طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب در مهر ۱۳۹۴ ثبت شده است

۳۰
مهر
پشت میز کارم تو اتاقم نشسته ام دارم درس می خونم. تی ای ام که دوستمه هم واسمون تمرین فرستاده  که من می خوام پیش از موعد به قولی (in time) تحویل بدم و کارام رو هم تلنبار نشه!!!
هفته پیش امتحان داشتم و این هفته که میاد هم همچنین...پس باید علاوه بر کارای عقب افتاده اینم بخونم.
دیگه من برم که کلی کار دارم... پروژه هم که جای خود دارد.
۲۰
مهر

دلم تنگه... دل تنگ بودن؛ تنهایی؛ چای گرم و زمزمه آهنگ مازیار فلاحی من آروم تر می کنه یا شایدم این آرامش نیست...اینکه بغض همه روزه ام بترکه و اشکم گونه ام تر کنه... به هرحال الان این حال فعلی منه..


کاشکی چشمامو می بستم کاشکی عاشقت نبودم...اما هستم

کاش ندونی بی پناهم کاش اصلا دوست نداشتم...اما دارم

کاش ندونی که دلم واسه چشات پر می زنه کاش ندونی که میاد هر روز بهت سر می زنه

کاشکی بارون غمت منو می برد...

کاش ندونی که نگاهم خیره مونده به نگاهت... کاش ندونی که همیشه موندگارم چشم به راهت

کاشکی احساسم و عشقت دیگه می مرد...

کاش گلات می سوزوندم کاش می رفتم نمی موندم اما موندم

کاش یکم بارون بگیره کاش فراموشت کنم من ...اما دیره

کاش ندونی که دلم واسه چشمات پر می زنه کاش ندونی که  میاد هر روز بهت سر می زنه.کاشکی بارون غمت من می برد


پ.ن: به نظرم اینکه یه ادم ناراحت باشه اصلا مشکلی نداره... اصلا اگه این حس لازمه آدمیزاد نبود و کاملا براش مضر بود خدا نمی آفریدش... میذارم خودش ترمیم بشه. آروم آروم.


پ.ن1: امروز جلسه معارفه دانشکده و گرایش بود! معارفه دانشگاه هفته پیش این موقع بود که بس که دیر رسیدم بهم هیچی نرسید( البته فقط پذیرایی کرده بودن نه جایزه!)

امروز هم تو هیچ کدوم از جلسات چیز چشم گیری ندادن. بس که هم دیر جلسه رو گذاشته بودن کلا همه اساتید رو می شناختیم :دی

به سال پیشیا و همین طور بعضی رشته های دیگه امسال یک عدد فلش 16 یا 32 گیگ (فکر کنم بسته به شانس هرکی) داده بودن اما به ما فقط یک عدد ماگ(!) با ارائه کارت دانشجویی و از روی لیست افراد وروردی جدیدی دادند!!!!


پ.ن2: یه چیزی دیدم که می خوام ثبتش کنم ولی الان نه حال و حوصله اش رو دارم و نه می خوام از روی ناراحتی و اغراق باشه بمونه واسه بعد.

۰۳
مهر

تقربیا یه هفته است مریضم ولی خوب نمیشم:| به شدت گلوم می سوزه؛ آبریزش بینی دارم! تب می کنم و لرز هم گاهی همراهشه... دیگه جوونی ندارم حتی برای راه رفتن. صدامم در نمیاد:((

هرکاریم می کنم خووب نمیشم. دیگه کفری شدم... دقیقا هم ای سرماخوردگی همزمان شده با شروع دانشگاه و از طرفیم من هنوز کلاسایی که میرفتم تموم نشده و خلاصه که زندگی پرمشغله ای دارم ولی با وجود سرماخوردگی به سختی از پسش برمیام. 

این تعطیلات رو استراحت می کنم عذاب وجدان یه عالمه کاری که دارم می گیرتم و استراحت نمی کنم هم توانایی انجام کاریو ندارم:|