خاطرات متهم ردیف اول...

انگلیسی با طعم فرانسه

يكشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۵۲ ب.ظ

دیروز مهمون خارجی داشتیم... با اینکه انگلیسی حرف میزد ولی به قدری لهجه داشت که به سختی میشد منظورش فهمید.


امروز آخرین مهلت ارسال مقالاته. با موبایل هرچی زنگ میزدم دفترخونه دانشگاه هیچکی جواب نمیداد. به مامانم گفتم از خونه زنگ میزد جوابگو نبودن...به یکی از دوستا گفتم از داخلی آزمایشگاه زنگ بزن بلکه داخلیو جواب بدن بازم جواب ندادن. می خواستم مقاله ویرایش شده امو بفرستم ولی خب چجوری؟ وقتی قسمت ویرایش بسته بودن!!!

خلاصه بنده خدا دوستم رفت حضورا بهشون گفت  قسمت ویرایشو باز کنن..و جالب اینه که مسئولش شماره منو گرفت و خودشون شخصا زنگ زدن و پیگیری کردن.

از این همه حس مسئولیت پذیری و پیگیری خوشم اومدو  وعصبانیت جواب تلفنا رو ندادن صبح یادم رفت.



  • ۹۶/۰۹/۱۹

نظرات  (۲)

این پیگیری ها توی ایران عجیبه واقعا!
پاسخ:
:)))
دانشجو بود خیلی پیگیری کرد. شاید چون حال آدم درک می کنن...
بسیار عالی شرکتنون خیلی خوب ...
دلم خواست مهمان خارجی :))
مهمان های خارجی شرکت ما تهرانیها هستن خخخخ



پاسخ:
ما هم این یکی تنها مهمون خارجی بود که فعلا داشتیم.
راستش من یکم خسته شدم از هر روز از سر صبح تا غروب رفتن :(((((