خاطرات متهم ردیف اول...

خاطرات متهم ردیف اول...

هرکسی برای اتفاقای زندگیش متهم ردیف اوله. اگه خودت متهم کنی همه مشکلاتت حله!
و
این آیه رو همیشه واسه خودتون بخونین خیلی براتون مفیده...
وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِ‌هِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ‌ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ‌ لِّلْعَالَمِینَ

طبقه بندی موضوعی

اتهام: اعتماد

دوشنبه, ۷ تیر ۱۳۹۵، ۰۳:۰۴ ب.ظ

وقتی به کسی برای انجام یکی از پروژه های درسی اعتماد می کنی باید انتظار اینو داشه باشی بعد اتلاف 3 روز بهت ساعت 5 صبح بگه من می خوام بیخیال پروژه بشم و تو بمونی و وقت برباد رفته و کلی کار که به سمینار و پروژه یه درس دیگه ات اضافه شده.

اشتباه از توئه که بعد اون همه اصرار اون جناب وقتی  قبول کردی باهاش همکاری کنی بهش اعتماد کردی...

الانم هیچی نشده پاشو خودت جمع کن اول سمینار به جایی می رسونیم بعد پروژه یه درس دیگه برای این هم خدا بزرگه... فقط خودت تنهایی کار کن خوده خودت!

پ.ن:گفتن پروژه دو نفری باشه و من تک نفری انجامش میدم

نظرات  (۱)

اره اعتماد ....
 من که دلم پر از دست این ادم ها که قول میدن و چندماه الافت میکنن
پاسخ:
جدیدا به این نتیجه رسیدم جو دانشگاه ما خیلی مسخره است... مخصوصا بین بچه های یه ورودی واسه ما که اینطوره به استثنای یه چند نفر محدود که خیلی خوبن

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی